۱۱۳٫اس ام اس عاشقانه

بدون دیدگاه


من چيزي از يه رابطه نمي دونم ، من چيزي از دوست داشتنم نمي دونم
ولي فقط يه چيز تو اين دنيا مي خوام ، اونم اينکه با تو حرف بزنم ، مي خوام بدونم روزت رو چطوري مي خواي بگذروني ، چي مي خوري ، چي مي پوشي ، مي خوام باهات دعوا کنم ، مي خوام نظراتت رو بشنوم حتي اون نظراي مزخرفتو…

عــشــق مــثــل کـِـــشــي مــي مــونـــه کـــه دو نــفـــر دارن مــيــکــشــن
اگـــه يـــکـــي ولـــش کـــنــه دردش فــقــط واســـه کـــســيـــه کـــه هــنــوز اونــو نــگــه داشــتــه

*منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم
در چشمانت خيره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم
منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم
سر روي شانه هايت بگذارم
از عشق تو ، از داشتن تو
اشک شوق ريزم
منتظر لحظه ي مقدس که تو را درآغوش بگيرم
بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم
و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم
آري من تو را دوست دارم
و عاشقانه تو را مي ستايم

شريك لحظاتم
آنقدر دوستت دارم که :
لحظه هاي بي تو بودن
خاطرات با تو بودن را مرور مي کنم
و لحظه هاي با تو بودن
براي لحظه هاي بي تو بودن
خاطره مي سازم
و اين چنين است که تــو
چه باشي و چه نباشي :
شريـک تمــام لحـظات من هـسـتي

عميق ترين و بهترين تعريف از عشق اين است:
“عشق زاييده ي تنهايي ست…و تنهايي نيز زاييده ي عشق…”
تنهايي بدين معنا نيست که فرد بي کس باشد…
کسي در پيرامونش نباشد…
اگر کسي پيوندي…کششي…انتظاري…نياز پيوستگي و اتصالي در درونش نداشته باشد…
ان کس تنها نيست…!!!!
برعکس!!!
کسي که چنين اتصالي را در درونش احساس مي کند…
و بعد احساس مي کند که از کس اش جدا افتاده…
بريده شده…
و تنها مانده…
ان کس در انبوه جمعيت نيز تنهاست

خداييش خجالت نميکشي اينهمه مياي تو فکرم؟
در حالي که حتي يه بارم من نيومدم تو فکرت!؟
يا بزار من هم بيام به فکرت سر بزنم،
يا تو هم نيا!
خسته شدم از اين اومدناي يک طرفه …

هر کسي براي خودش خياباني دارد. . .
کوچه اي. . .
کافي شاپي. . .
و شايد عطري. . .
که بعد از سالها خاطراتش، گلويش را چنگ ميزند. . .

سلامتي کسي کہ دوستش داري و پيشت نيست،اما يک يادگاري ازش داري کہ وقتي نگاھش ميکني،بوش ميکني
‏…حس ميکني کنارتہ…
سلامتي اوني کہ با خاطراتش ھم خوشي

عشق چيزي است که
بيشتر از هرچيزي
داشتنش را دوست داريم
وبيشتر از هر چيزي
پذيرفتنش را دوست داريم
و هيچکس در نمي يابد
که عشق همان چيزي است
که همواره داده مي شود
و پذيرفته نمي شود…

گفتم بيا…گفت پاهايم يخ زده…به پايش سوختم… پاهايش گرم شدو رفت…

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک ویژه