۱۱۹٫اس ام اس عاشقانه

بدون دیدگاه


گاهي وقت ها چقد ساده عروسک ميشويم نه لبخند ميزنيم و نه شکايت ميکنيم فقط احمقانه سکوت ميکنيم

قول بده اگر يک روز
خيلي اتفاقي
نگاهمان به هم افتاد،
با هم گره اش را کور کنيم
باشه!؟

انـقـضاي خــاص بــودنـت بـه پـايـان رسـيـد…
ديـگـه بـه تــو فکـر نـمـيـکـنـم
گـنـاه اســت!!
چـشم داشتـن بـه مال غـريـبـه ها …

آخر گذشت آن زمان کهنه ي ديدار رفت آن ثانيه هاي پر هياهو شکست آن لحظه هاي زيبا و تو ، چه ساده گذشتي از اين همه احساس

نمي دانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را نمي دانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت… بدون عشق تو، هيچم…

مهربانم، ازين پس هرشب سراغت را از ماه مي گيرم و هر روز به خورشيد مي سپارمت تا مبادا به سايه غم گرفتار شوي

من پذيرفتم که عشق افسانه است … اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم … با فراموشي هم آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش … از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي … آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را … تلخي بر خوردهاي سرد را

سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي….. گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي….. گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه ي باران نديده

هر وقت کسي دلتو شکست اونو ببخش چون حتما کسي پيدا ميشه که دل اونو هم بشکنه

من نه عاشق بودم نه محتاج نگاهي كه بلغزد بر من … من خودم بودم و يك حس غريب كه به صد عشق و هوس مِِي ارزد

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک ویژه